العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

126

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

صحيح نيست [ زيرا بديهيات استدلال‌بردار نيستند . ] « 1 » آرى ، مىتوان بر بديهى بودن قضيه‌اى دليل آورد و آن را اثبات نمود ، البته در صورتى كه بديهى بودن آن ، بديهى نباشد . [ توضيح اين‌كه قضاياى بديهى بر دو دسته‌اند : برخى از آن‌ها در درجه‌اى از ظهورند كه بديهى بودنشان نيز روشن و بديهى مىباشد ؛ اما برخى از آن‌ها در اين درجه از وضوح نيستند و هرچند خودشان بديهى هستند ، اما بديهى بودنشان ، نظرى است . يعنى قضيهء « الف ج است . » بديهى مىباشد اما قضيهء « الف ج است ، يك قضيهء بديهى است . » نظرى مىباشد نه بديهى . ] گروهى از معتزله برآنند كه فاعل بودن ما نسبت به افعال متولّد امرى نظرى [ و نيازمند به اثبات ] است . و به خوب بودن ستايش و نكوهش بر فعل متولّد براى اثبات اين امر تمسك جسته‌اند و از اين‌رو مبتلا به دور شده‌اند ؛ زيرا خوب بودن ستايش و نكوهش بر فعل متولّد ، مشروط به علم به استناد فعل متولّد به ماست ، پس اگر بخواهيم مستند بودن اين افعال به ما را از همين خوب بودن ستايش و نكوهش به دست آوريم ، دور لازم مىآيد . قال : و الوجوب به اختيار السبب لاحق . أقول : هذا جواب عن إشكال يورد هنا ، و هو أن يقال : إنّ المتولد لا يقع بقدرتنا لأنّ

--> ( 1 ) - در اين‌باره بحث است كه آيا بديهى ، قضيه‌اى است كه نياز به دليل ندارد ، و يا آن‌كه قضيه‌اى است كه نه تنها نياز به دليل ندارد ، بلكه قابل اقامهء دليل نيز نمىباشد . به نظر مىرسد نكتهء سخن مؤلف ، چيزى است غير از آنچه شارح علامه بدان اشاره نموده و آن اين‌كه : حسن بودن مدح و ذمّ بر فعل متولّد چيزى جز اين را اثبات نمىكند كه در نظر ما ، فاعل فعل متولّد همان شخص است . زيرا اگر او را فاعل آن نمىدانستيم ، مدح و ذمّ او را بر اين كار ، قبيح و ناروا مىشمرديم . حسن مدح و ذمّ در نظر ما چيزى بيش از اين را اثبات نمىكند . و روشن است كه باور داشتن ما به چيزى ، اعم از آن است كه آن چيز در واقع نيز همان‌گونه باشد كه ما باور داريم يا آن‌كه به گونه‌اى ديگر باشد .